ز. اشاراتي به تاريخ علم در هند، آسياي مركزي و شرقي‌

قبلاً اهميت فراوان كوشش‌هاي مسلمانان را در قرون وسطي يادآور شدم‌. مطالعهٴ اين كوشش‌ها ممكن است به همان طريق صورت گيرد كه مطالعهٴ سهم يوناني و لاتيني‌؛ اين كار دشواري‌هاي‌ خاصي جز موضوعات لغوي ندارد. البته محقق تاريخ علم اسلامي بايد ادراكي از فرهنگ‌ اسلامي داشته باشد، ولي اين ادراك با داشتن اطلاعات لغوي برايش قابل حصول است‌. اكثريت‌ عظيم آثار اسلامي به عربي تدوين شده (قسمتي به فارسي و تعدادي به تركي‌). از اين‌رو تحصيل‌ عربي به اندازهٴ يوناني و لاتيني اساسي است‌، در نتيجه‌، براي دوره‌اي كه پايان اين مجلد بدان‌ اختصاص يافته (قرن هشتم تا يازدهم‌)، مهم‌ترين زبان است‌. مقدار معتنابهي كار در اين زمينه‌ باقي است كه بايد صورت گيرد، ولي راه تا حدي معلوم است‌.
مطالعهٴ تاريخ علم هند، آسياي مركزي و شرقي مشكلات ديگري هم دارد كه هم‌اكنون بدان‌ها اشاره خواهيم كرد. دربارهٴ مشكلات لغوي كه با آن مواجه شده‌ايم‌، و اين كه هر يك از طريق‌ پرزحمت و كندي حل شده است‌، بيش از اين سخن نخواهم گفت‌.
مطالعهٴ علم هندو دشواري ويژه‌اي دارد، زيرا فاقد گاه‌شناسي قطعي است‌. بدين سبب‌، گزارش من دربارهٴ آن‌، الزاماً غيركامل است‌. من ناگزير بوده‌ام از تعدادي آثار به خاطر ترديد دربارهٴ زمان تأليفشان چشم‌پوشي كنم‌. (الته‌، بي‌شك اين آثار در مطالعهٴ عمومي علم هندو، كه بخشي‌ از مجموعهٴ دوم خواهد بود، مورد بررسي قرار خواهد گرفت‌.) در ميان آنان هم كه به مطالعه‌شان‌ پرداخته‌ام‌، آثاري در اين يا آن عصر گنجانده شده است‌، بدون اين كه دليل كافي در دست باشد؛ به‌ همان ترتيب كه يك نقشه‌بردار گاه مجبور است‌، مسير رود، يا ارتفاع كوهي را بدون در دست‌ داشتن معلومات كافي ترسيم كند. اين قابل تأسف است‌، ولي نمي‌توان مطلقاً از آن اجتناب كرد.
لازم به توضيح نيست كه هرگاه موردي براي چنين ترديدها بوده‌، صريحاً خاطرنشان شده است‌. به‌طور كلي سنوات تواريخ هندي تنها هنگامي كاملاً محقق است كه به‌وسيلهٴ گزارش‌هاي‌ خارجي‌، از قبيل يوناني‌، عربي يا چيني تأكيد شده باشد. نامحقق بودن گاه‌شناسي آزاردهنده‌ است‌، زيرا حل مسئلهٴ تقدم را تقريباً غيرممكن مي‌سازد. مثلاً آيا يونانيان تحت تأثير هنديان قرار گرفتند يا برعكس‌؟ برخي از اين مسايل در مقدمهٴ من مورد بحث قرار گرفته است‌.
در مطالعهٴ فرهنگ تبتي مشكلات گاه‌شناسي از نوع ديگري فزوني مي‌گيرد. مجموع معارف‌ تبتي عملاً در دو مجموعهٴ بزرگ مذهبي گرد آمده است‌، كانجور1 و تانجور2. آثار محتوي اين‌ مجموعه‌ها از سانسكريت‌، چيني‌، و اويغوري ترجمه شده است‌، ولي آنها داراي نموي تبتي‌


Kanjur .1
2 Tanjur. ، نك به يادداشت من دربارهٴ آيين بودايي تبت در نيمهٴ اول سدهٴ هفتم‌.